احمد خانعلی زاده

تأملات من درباره کتاب‌ها، جامعه و چیزهای دیگر

افق های من در سال جدید

بدون دیدگاه

پ.ن: با گذشت یک ماه از سال نود و هفت، واضحه که به هیچ کدوم از استانداردهایی که برای خودم مشخص کرده بودم نرسیدم و نخواهم رسید و به نظر می رسه اصلاً به اون سمت هم حرکت نکردم. در آینده سعی خواهم کرد که ببینم چرا نشد و چه راه حل های جایگزینی برای بهتر کردن اوضاع و ایجاد تغییرات مهم در زندگی وجود داره که پیش نیازش تلاش بیشتر برای خودشناسیه.

 

به آخر سال نود و شش رسیدیم و به نظر می رسه که زمان مناسبیه که هم سال گذشته رو مرور کنم و هم به سنت غربی‌ها برای سال جدید اهداف و افق‌هایی برای خودم مشخص کنم. دربارهٔ اهداف سال جدید چند تا نکته باید رعایت بشه. اول این که پیشرفت توی اهداف باید قابل اندازه گیری باشه تا انگیزهٔ ادامه وجود داشته باشه. دوم این که واقع بینانه باشه چون بالأخره خودم می دونم در چه وضعی قرار دارم. سوم اینه که مدت زمان اهداف رو محدود کنم. من رابطهٔ بسیار ناسالمی با ددلاین ها دارم ولی اگه یه ددلاین سفت و سخت برای خودم نذارم احتمالاً کار رو اصلاً شروع هم نکنم. دیگه این که هدف هام به عوامل بیرونی وابسته نباشه، هر چقدر هم تلاش کنم و درس بخونم کافیه که استادی اعصابش خورد باشه تا مثلاً معدل بالایی که در نظر داشتم نگیرم. و در آخر هم این که حتماً طبق برنامه ریزی هام پیش برم. یه ناهماهنگی شناختی هست که آدم وقتی می‌خواد برای آیندهٔ دور برنامه ریزی کنه تصمیماتی می‌گیره که منجر به رضایت درازمدت میشه ولی وقتی مثلاً می خواد برای همون روز کاری برای انجام دادن انتخاب کنه سراغ کارهای آسون میره یا کارهایی رو انجام میده که صرفاً لذت های کوتاه‌مدت محسوب می‌شوند. بنابراین بهترین راه برای پیشرفت اینه که طبق اهداف بلندمدت جلو بریم و من اینجا با مکتوب کردن برنامه‌هام عملاً اون‌ها رو ثبت می‌کنم تا بعداً زیرش نزنم.

خب، در مورد اهداف. اول از وبلاگ نویسی شروع کنیم. من مردادماه به صورت جدی این وبلاگ رو شروع کردم و امسال ۱۳ تا پست منتشر کردم. با وجود این که انتظارش رو نداشتم چندین خواننده هم پیدا کردم و اگه به تعاملی که با اون‌ها داشتم نگاه کنم به وضوح میشه دید که خیلی هاشون باسوادتر و با مطالعهٔ بیشتری از من هستند. این تعاملات برای من خیلی باارزش هستند و یکی از دلایل عمده که وبلاگ نویسی رو جزو افق های سال آینده‌ام گذاشتم حفظ و گسترش چنین ارتباط‌هاییه. چند تا نقطهٔ ضعف در وبلاگ نویسی‌ام وجود داره که سعی می کنم برای سال بعد اصلاحش کنم. یکی این که کمتر دربارهٔ موضوعاتی که اوریجینال تر هستند نوشتم و بیشتر دربارهٔ کارها و مطالب دیگران صحبت کردم. سال آینده احتمالاً بیشتر دربارهٔ موضوعات شخصی و اندیشه‌های خودم خواهم نوشت. دوم این که فرکانس مشخصی برای انتشار پست ها در نظر نگرفتم و به همین خاطر گاهی بین پست‌هام فاصلهٔ زیادی افتاد. این موضوع باعث شد که بیشتر پست هام دربارهٔ چیزهایی باشه که چند ماه قبل‌تر دنبالشون بودم که هم به کیفیت مطلب ضربه می‌زد و هم لذت نوشتن رو کم می‌کرد. یک نکته دیگه این که برای نوشته هام طرحی در نظر نمی گرفتم و هر چیزی که به ذهنم می رسید می نوشتم که انسجام مطلب کم بشه و بیشتر به محاوره نزدیک بشه. در سال آینده تلاشم اینه که حداقل صد پست بنویسم و یه وقت مشخصی رو هر روز برای وبلاگ اختصاص بدم تا مشکلات قبلی پیش نیاد.

یه حوزهٔ دیگه که خیلی مهمه سبک زندگی یا لایف استایله. نکته اول ورزشه که باید در سال جدید بهش توجه کنم. افق کلی‌ام در سال‌های پیش رو اینه که عملکردم رو بهتر کنم و طی این سال ها که ورزش رو کنار گذاشتم عملکرد فیزیکیم فاجعه بار بوده. علاوه بر این ورزش کردن عملکرد ذهنی آدم رو هم بهبود می‌بخشه. یه نکته دیگه هم اینه که همیشه خوابم میاد و زود خسته میشم. احتمالاً ورزش کردن بتونه این جا هم کمک کنه. دیگه این که دیسیپلین و نظم خودم رو بیشتر کنم و خوابم رو طبق برنامه تنظیم کنم.

در رابطه با دانشگاه، باید تلاشم رو کنم تا معدلم رو بالا ببرم. می دونم که چنین چیزهایی صرفاً فضیلت های رزومه‌ای هستند و فی نفسه ارزشی ندارند. ولی برای هدف های طولانی مدت من، داشتن حداقل هایی لازمه و وضع من در این زمینه فجیع بوده. نمرهٔ خاصی در نظر نمی گیرم و صرفاً با خودم عهد می کنم که تا اون جا که می تونم کلاس ها رو برم و تمرین ها و پروژه ها رو انجام بدم و مطالعه ای که قصد دارم شب امتحان انجام بدم در طول سال پخش کنم تا برسم. باید کمالگرایی در یادگیری رو هم بی خیال بشم تا کار رو بی خودی برای خودم سخت نکنم.

من در سال نود و شش، چهل و یک جلد کتاب رو خوندم. این عدد می تونست خیلی بیشتر باشه ولی بعضی وقت ها در فرایند خوندن وقفه پیش اومد یا یه کتاب خیلی طول کشید و فرسایشی شد. چالش سال جدید رو احتمالاً باید بذارم روی هفتاد کتاب که واقع گرایانه هم باشه. ولی سعی‌ام اینه که همیشه یه کتاب در حال خوندن داشته باشم و هر کتاب رو هم حداکثر ظرف یک هفته تموم کنم. سال گذشته دربارهٔ چند تا از کتاب هایی که خوندم در وبلاگ نوشتم که البته این کتاب ها لزوماً بهترین کتاب هام نبودند (همون فرکانس متغیر پست گذاشتن کار رو سخت کرد). سال بعد احتمالاً بیشتر بنویسم و یک نکته دیگه این که سعی می کنم موقع خوندن کتاب حداقل یه outline از مطالبش رو یادداشت کنم. که این موضوع نوشتن درباره‌اش رو ساده تر می کنه و فراموش کردنشون رو سخت تر.

یکی از مهم ترین کارهایی که هر کسی در سن من باید انجام بده یادگیریه. در کنار مطالعه عمومی باید سعی کنم مهارت هایی کسب کنم که به دردم بخوره. در طی سال های اخیر فیلد های زیادی رو برای یادگرفتن در نظر داشتم که علاوه بر این که باعث اهمال کاری می شد یه بار سنگین روانی هم داشت که بالاخره کی باید اینا رو یاد بگیرم. الآن سعی‌ام اینه که یه سری موضوع به خصوص رو، بعد از بررسی این که چرا می‌خوام درباره‌شون بدونم، یاد بگیرم. سعی می‌کنم اگه به درد می‌خورد، دربارهٔ تجربه های یادگیری‌ام این جا هم بنویسم. نکته دیگه اینه که باید چیزها رو در عمل یاد بگیرم. من عادت داشتم که کل یه تکست بوک رو می خوندم و بعد نگاه می‌کردم ببینم چقدر بلدم. روش فاینمن در یادگیری این جا می تونه جوابگو باشه. یکی از مهم‌ترین مهارت ها، زبانه که قصد دارم علاوه بر تقویت زبان انگلیسی‌ام، یه زبان دیگه (احتمالاً ایتالیایی) رو هم تا حد ممکن یاد بگیرم. دیگه برنامهٔ آموزشی خاصی رو هم دنبال نمی‌کنم و سعی می‌کنم با توجه به نیازم مباحث رو یاد بگیرم. دربارهٔ زبان انگلیسی هم می‌خوام بالأخره فیلم ها و سریال‌ها رو بدون زیرنویس ببینم تا مهارت گوش دادنم هم یه پله بالاتر بره. در کنار مهارت های تخصصی یه سری مهارت روزمره هم وجود داره که برای من در بین این‌ها خلأ های زیادی وجود داره. سعی‌ام بر اینه که یه برنامهٔ مشخص هم برای یاد گرفتن اون‌ها صرف کنم.

پس برای جمع بندی، قراره بیشتر وبلاگ بنویسم، ورزش رو شروع کنم، بیشتر کتاب بخونم، بیشتر درس بخونم و سعی کنم مهارت هایی که برام مفیده رو کسب کنم. امیدوارم سال نود و هفت برای همه سال بهتری باشه.

 

 



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *