احمد خانعلی زاده

تأملات من درباره کتاب‌ها، جامعه و چیزهای دیگر

کوتاه درباره خرد عملی

۱ دیدگاه

بهمن پوروطن یکی از اساتید دانشکده ماست ولی در جنبه‌های مختلفی با یک استاد متعارف که احتمالاً در ذهن دارید متفاوته. کافیه که یک بار در کلاس های هشت صبح اون بنشینید تا به وضوح این تفاوت رو احساس کنید. در کنار علاقه‌اش به برگزاری کلاس‌هاش در ابتدای صبح (به نظر می‌رسه اگه این گزینه رو می‌داشت که کلاس‌هاش رو حتی زودتر و شش یا پنج صبح برگزار کنه حتماً این کار رو می‌کرد)، پوروطن به دادن پروژه‌های دشوار با ددلاین‌های غیر ممکن هم مشهوره و اگه درسی با اون داشته باشید باید در طول سال پیوسته در دفترش باشید.

من این ترم درس «طراحی و تحلیل سیستم‌ها» (مهندسی نرم افزار یک سابق) رو با پوروطن دارم. کم‌ترین نمره‌های دانشگاهم رو در دو درسی که با اون داشتم به دست آوردم و طبیعتاً زیاد علاقه‌ای نداشتم که باز یه درس دیگه رو باهاش بگیرم اما تقریباً مجبور شدم و بعد متوجه شدم که خودم و دانشکده‌ای که در اون تحصیل می‌کنم داریم چه چیزی رو از دست میدیم.

نکاتی که پوروطن حین تدریس بهشون اشاره می‌کنه بسیار پراکنده و میشه گفت تا حدودی بی‌ربط به نظر می‌رسند، به طوری که اگه ندونید موضوع درس چیه به هیچ وجه نخواهید فهمید به چه نکته‌ای قراره برسید. جوری که در حین صحبت درباره دیتا مدل صحبت به بانکداری می‌رسه و در نهایت می فهمیم که چرا نمیشه یه سیستم الکترونیکی رو جایگزین سیستم مبتنی بر ایما و اشاره در بورس کرد. کلاس برنامه‌نویسی پیشرفته (AP) پوروطن بیشتر به یک کلاس جامع علوم کامپیوتر شبیه بود، جایی که از تئوری محاسبات تا برنامه نویسی سوکت بحث می شد. بیشتر نکاتی که بهشون اشاره می‌شه دربارهٔ تجربه های خود پوروطن در پروژه های تجاریه. بر خلاف بقیهٔ اساتید، پوروطن محدود به محیط آکادمیک نبوده و سال‌ها روی پروژه‌های مختلف نرم‌افزاری کار کرده و با مسائل و چالش‌های کار کردن در این حوزه آشناست.

نکته دیگه‌ای که پوروطن رو متمایز می‌کنه نحوهٔ دنبال شدن کلاسشه. بخش اصلی نمره مربوط به پروژه های درسی میشه (البته اگه حوصله داشته باشه و نمره ها رو محاسبه کنه). ولی بر خلاف بقیهٔ پروژه های درسی که در دانشگاه تعریف می‌شوند، نه پروژه نهایی بلکه تلاشی که در طول ترم برای تکمیلش میشه ملاک ارزیابی قرار می‌گیره. روال کار به این صورته که در طول ترم قسمت های مختلف رو به کار اضافه می‌کنید و بعد احتمالاً باید با خود استاد بررسی کنید و اشکالات و خطاهای کار رو پیدا کنید. امکان داره این کار بار‌ها تکرار بشه تا به یه کار قابل قبول برسید چون پوروطن در ارزیابی کار بسیار سخت گیره. در عین حال اعتقاد داره خطا و اشکال در کار بهترین اتفاقیه که می‌تونه بیفته چون باعث پیشرفت میشه، و احمقانه است که در کلاس های دانشگاه به خاطرش نمره از دست می‌دهید.

همه این‌ها را درباره پوروطن گفتم تا به کجا برسم؟ به نظر من امثال پوروطن می‌تونند برای سیستم آموزشی ما بسیار باارزش باشند. کسانی که به دنبال این نیستند که تک‌تک نکات تکست‌بوک‌ها رو به کسالت‌بارترین حالت ممکن ارائه بدهند بلکه سعی‌شون اینه که تجربه عملی خودشون رو منتقل کنند (و مگر ما انسان‌ها به غیر از این روش تبدیل به گونهٔ غالب و اشرف مخلوقات شدیم؟) و خرد عملی رو در دانشجوها افزایش بدهند. خرد عملی وقتی به کار میاد که تکست‌بوک‌ها و رفرنس‌ها دربارهٔ مسأله‌ای که باهاش روبرو شدیم حرفی برای گفتن ندارند. این‌جور وقت‌ها خود فرد باید یه راهی پیدا کنه و وقتی کل اون‌چیزی که دیدیم مسأله های کتاب درسیه، در عمل شکست می‌خوریم. برای همینه که پوروطن یک جلسه کامل رو صرف صحبت دربارهٔ نحوهٔ لباس پوشیدن، حرف زدن و کلاً اتیکت فاز ارتباط برقرار کردن با مشتری پروژه نرم افزاری می‌کنه. این‌ها چیزهایی هستند که در دانشگاه به شما یاد نمی‌دهند.

البته که دانشگاه داره وظیفهٔ محول شده بهش، یعنی تولید دانش‌آموخته به صورت انبوه و تولید مقاله به صورت فله‌ای، رو به بهترین نحو ممکن انجام میده. اما کاش نیم نگاهی هم به انتقال تجربه، افزایش خرد عملی و آماده کردن دانشجوها برای دنیای واقعی هم می‌داشت و امثال پوروطن رو به راحتی از دست نمی‌داد.

 



برچسب‌ها:

  1. بهنام فلاح گفت:

    دانشگاه گفتی و باز یادم افتاد که باید کتاب تخت پروکروستوس نسیم طالب رو بخونم☺

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *