احمد خانعلی زاده

تأملات من درباره کتاب‌ها، جامعه و چیزهای دیگر

روی و درس‌هایی برای یک زندگی خوب

بدون دیدگاه

اگه سریال ریک و مورتی رو دیده باشید، احتمالاً بازی روی (Roy) رو به خاطر دارید. اگر هم که یادتون نمیاد و یا این سریال انیمیشنی رو ندیدید در یوتیوب می‌تونید این بخش از قسمت دوم از فصل دوم سریال رو ببینید.


خب Roy با اسم کامل Roy: A Life Well-Lived یه بازی شبیه سازی زندگیه که توش به طور کامل از کودکی تا مرگ به جای شخصیت اصلی بازی (که مشخصاً اسم اون هم روی هست) زندگی می‌کنید. به نظر می رسه بازی کاملاً اُپن ورلد باشه و نتیجهٔ تمام تصمیمات رو در نهایت ببینیم.

تصویر کاملاً تزئینی است و پیامی کاملاً مغایر با پست می‌دهد

اما دلیل این که راجع به این بخش از سریال صحبت کردم اینه که به نظرم می‌تونه یه آزمایش ذهنی جالب دربارهٔ تصمیمات زندگی باشه (می‌گویند وبلاگ‌نویسی باعث میشه از موقعیت‌های روزمره درس‌های فلسفی استخراج کنیم 🙂 ). یه جورایی شبیه پارک تفریحی وست ورلد که توش می‌تونستید بفهمید واقعاً کی هستید، تصور خودتون در یک بازی می تونه کمک کنه که بعضی از پیش فرض های غلطی که درباره دنیا دارید رو کنار بذارید. مثلاً خیلی از ترس‌های ما اساساً واقعی نیستند. ترس غریزه‌ایه که کمک می کنه در شرایط مرگ و زندگی، خودمون رو به خطر نندازیم (و شانس بیشتری برای بقا داشته باشیم) اما خیلی از مواقع که در دنیای امروز ترس به سراغمون میاد ماهیت وجودی نداره و صرفاً داریم تلاش می‌کنیم خجالت زده نشیم، خوب به نظر برسیم یا مسیر مطمئن رو بریم. خیالی از مواقع تفاوت موقعیت های به اصطلاح high stake رو با low stake تشخیص نمی دهیم. وقتی توی ذهنمون خودمون رو در یک بازی تصور کنیم، کارهایی که می‌کنیم احتمالاً همون هایی هستند که واقعاً دوست داریم انجام بدهیم. حالا اگه یه سری محدودیت پایه مثل آسیب نزدن به خودمون و بقیه، رعایت قانون یا هر اصل اخلاقی که سعی می کنیم بهش عمل کنیم رو به این بازی اعمال کنیم شاید بتونیم واقعاً بدونیم چی می‌خواهیم. تیم اربان در مقاله ای که درباره ایلان ماسک نوشته، از این ابزار به عنوان یکی از ابزارهای تفکر موثر یاد می‌کنه.

یه فرصت دیگه ای که چنین آزمایش ذهنی به آدم می‌ده اینه که می‌تونه خودش رو در موقعیت‌های مختلف قرار بده و به نوعی شرایط اولیهٔ روی رو تغییر بده. یکی از موثرترین حالت‌هاش اینه که تصور کنیم اگه از صفرِ صفر شروع می‌کردیم چه مسیری رو طی می‌کردیم. مثلاً خود من در این حالت احتمالاً باید بیشتر روز رو کار می‌کردم و اگه فرصتی باقی می موند اون رو صرف یاد گرفتن یه مهارت جدید می‌کردم. الآن که حمایت خانواده‌ام رو دارم و مجبور نیستم کار کنم می تونم تمرکز بیشتری روی تحصیل (اگه اون چیزیه که می‌خواهم) بذارم و شرایط آینده رو حتی بهتر کنم. این آزمایش می تونه کمک کنه قدر چیزهایی که داریم رو بدونیم و به بهترین شکل ازشون استفاده کنیم، در عین حال اگه از دستشون دادیم هم آمادگی ذهنی‌اش رو داریم و شاید بتونیم زودتر خودمون رو سرپا کنیم. یه پکیج کامل از روش زندگی رواقی که قبلاً راجع بهش نوشتم.

یه جنبه دیگه از این بازی اینه که معیاری برای برنده شدن به جز مدت موندن در بازی نداره. چه مثل مورتی یه زندگی متعارف و معمولی داشته باشید، چه مثل ریک بخواهید جسورانه زندگی کنید و برای روی شناسنامه هم نگیرید از نظر بازی فرقی نمی کنه. می‌تونه یه ایده برای فکر کردن در مقابل ایده متعارف موفقیت باشه، چیزی شبیه به ایدهٔ بازی‌های متناهی و نامتناهی (Finite and Infinite Games) که می‌تونه موضوع یه پست دیگه باشه.

 

 

 



برچسب‌ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *